love is the master key that opens the gates of happiness

من اومدم ......


۱٢:۳٠ ‎ب.ظ

 

,gdبه نام خالق هستی………….

 

دخترک با دقت تمام داشت بزرگترین قلب ممکن را توی ساحل با یک چوب روی ماسه ها ترسیم می کرد.


شاید فکر می کرد که هر چه این قلب را بزرگتر درست کند.... یعنی اینکه بیشتر دوستش دارد


بعد از اینکه قلب ماسه ایش کامل شد سعی کرد با دستهایش

گوشه هایش را صیقل دهد تا صاف صاف شود شاید می خواست وقتی دریا آن را با خودش می برد،

این قلب ماسه ای جایی گیر نکند!

از زاویه های مختلف به آن نگاه کرد، شاید می خواست اینطوری آنرا خوب خوب بشناسد

و مطمئن شود همان چیزی شده که دلش می خواست!!!!!!!!!!!

  به قلب ماسه ایش لبخندی زد و از روی شیطنت هم یک چشمک به قلب ماسه ای هدیه داد.

 دلش نیامد که یک تیرماسه ای را به یک قلب ماسه ای شلیک کند

برای همین هم خیلی آرام چوبی را که در دستش بود مثل یه پیکان گذاشت روی قلب ماسه ای

حالا دیگر کامل شده بود و فقط نیاز به مواظبت داشتنشست پیش قلب ماسه ای و با دستش

قلب ماسه ای را نوازش کرد و در سکوت به قلب ماسه ای قول داد تا همیشه مواظبش باشد

برای اینکه باد قلبش را ندزدد با دستهایش یک دیوار شنی دور قلبش درست کرد.

دلش می خواست پیش قلب ماسه ایش بماند ولی وقت رفتن بود. .....

نگاهی به قلب ماسه ای کرد و رفت چند قدمی دور نشده بود که دوباره برگشت.....

 و به قلب ماسه ای قول داد که زود برگردد و بقیه راه را دوید............

فردا صبح دخترک در راه برای قلب ماسه ای گلی چید و رفت به دیدنش.

وقتی به قلب ماسه ای رسید، آرام همانجا نشست

 و گلها را پرپر کرد و بر روی قلب ماسه ای ریخت قلب ماسه ای با عبور چرخ یک ماشین ...........

وحالا ان پسرک قلب منو له کرد..........

مث اون ماشین که با عبورش قلب ماسه ایی رو له کرد

اره درست شنیدی......

من که خیلی نالاحت شدم

هوم؟؟؟؟ شماها نالاحت نشدید هوم؟

سنگدلا.......

خوب چیه ؟؟؟؟؟

راسی خوفید؟؟؟

چه خفلا....ملدسه ایی ها....غیل ملدسه ای ها......

چند روز پیشا عقد پسل همسادمون بود ....

همون که گفتم با خواهلش دوسم .....یادتونه؟(نی؟)

فکر کنین یادتون میاد ......

منو دعوتیدن ولییییییییی من نلفتم.....خوب کجا برم به من چه ملبوطه هوم؟؟؟

عقد یکی دیگش اگه عقد من بود که میلفتم.....(دوچ داچتی نلی؟)  :)

اصلا شماها شیکار دالین عخد خودمه......دوچ دالم نلم:)

هیشی دیگه اینا نشقه کشیده بودن واسه من که واسشون بلقسم به قول آیناز (نینی پسل عموم)بخصم

بلا عروس دخمل عمه ام  من لقصیدم ...نیناش ناشششششششششش

شب رفتیم خونه اونا ادا منو در میاورد میگفت ارام اینجوری میخصید

هی میگم ایناز میخصید نه میرقصید.....میگه میخصید....

بعد که میگم بگو میخصید میگه میرقصید......

اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووه

چقدر حرفیدم اخه خیلی حرفا تو دلمه دالم میتلکمممممممممممممممممممممممم

عجگم دارم به یادت اهنگ دیگه مجبور نیستیه خراطها رو گوش میدم

ولی مطمئنم تو به یادم نیستییییی..........................

شک ندارم :(

حتی اینقدر(.)

خوب بگذریم .......

1   2     3

وووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووویژژژژژژژژژژژژژ

ازش گذشتیم....

راسی به ما دفترچه ثبت نمره دادن به شماها چی؟؟؟؟

میبینید میخوان اخل املی ابلومونو ببلن......

دیشب عکس GFداداشی رو دیدم خوچمل بود...

تا بعد بایییییییییییییییی

 

 

 

 

+ تاريخ ۱۳۸۸/٩/۸ نويسنده نظرات ()