love is the master key that opens the gates of happiness

سلام سلام

به دلیل بعضی مسائل عکسا رو پاک کردم

+ تاريخ ۱۳۸٩/٢/۳٠ نويسنده نظرات ()

فرشته کوچولو


٥:٠٦ ‎ب.ظ

سلام سلام

خوبید؟

در تاریخ 29/1/1389

در ساعت 21:50

فرشته کوچکی به جمع ما آمد ....

وقتی او امد

همه میخندیدند و خوشحال بودند ...

ولی او گریه میکرد

همه خوشحال بودند میدانید چرا؟

چون او فرشته ای از جانب خداوند بود ...یک امانتی کوچک...

خداوندا خودت حفظش کن...

--------------------------------------

ساعتای 5 بود که الهام بهم اس داد که دارم میرم بیمارستان کلاست تموم شد بیا

بعد از کلاس سریع بدو بدو رفتم بیمارستان یه نیم ساعتی ایستادم تا اودن

سریع کاراشو کردیم و اتاق گرفتیم

الهامو بردن اتاق معاینه و گفتن که دمشکلی نداره و میتونه امشب بجه رو به دنیا بیاره..

لباس سبز بهش دادن ..و پوشید ...

همه اومدن و دورش جمع بودن ...

میگفتن و میخندیدن ....

ولی من حوصله نداشتم رفتم محوطه بیمارستان ...

اومدم داخل ....

دیدم داره میره اتاق عمل..

یهو دلم شروع کرد به شور زدن

----------------------------

خوب نینی بیدار شده نمیخوام فرصتو از دست بدم فعلا بااااای

+ تاريخ ۱۳۸٩/٢/۱ نويسنده نظرات ()